|
يا مقلب القلوب والابصار يا مدبرالليل والنهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال
حلول عيد سعيد نوروز را به هموطنان عزيز، جوانان پرتلاش، و خانواده بزرگ وبلاگ نویسان تبريك و شادباش ميگويم. «نوروز» خود به تمامي يك فرهنگ است؛ فرهنگي كه در آن همواره، سخن بر مدار و محور «نو شدن»، «دگرگوني» و «تحول» ميچرخد؛ فرهنگي كه در آن، معنا و مفهوم زندگي تغيير و تحولي بس شگفت مييابد.
+
نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 7:11 بعد از ظهر توسط آریا
|
يكي از آداب و مراسمي باستاني ايرانيان كهن كه همچنان در فرهنگ و تمدن اين گستره داراي جايگاه ويژه و مفاهيم ژرف و پايداري مي باشد، مراسم آ«چهارشنبه سوريآ» (Cahar sumbat) است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.
در روایتر دیگر بیان شده است که:
دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند. در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد." "برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم." "بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری." بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است. "سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است .
مراسم چهارشنبه سوری
بوته افروزي
در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت آ«گلهآ» كپه مي كنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي مي خوانند. زردي من از تو ، سرخي تو از من غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده
خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من" هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.
مراسم كوزه شكني مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: آ«درد و بلاي خانه را ريختم به توي كوچهآ» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند. مراسم كوزه شكني كه هنوز هم كماكان در بين جوامع روستايي رواج دارد، در كوزه كهنه اي مقداري آب ريخته و از بالاي بام بر زمين مي اندازند و معتقدند كه آب كوزه باعث روشنايي و فراخ روزي مي گردد.
همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر ) به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت.
فال گوش نشيني زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت مي كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر يا سر چهارسو مي ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبتكردن رهگذران تفال مي زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوي خود را برآورده مي پندارند. ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.
قاشق زني
زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغي پول در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادري بر سر مي اندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي روند.
آش چهارشنبه سوري
خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال (آش ابودردا) يا (آش بيمار) مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش مي كردند.
تقسيم آجيل چهارشنبه سوري
زناني كه نذر و نيازي مي كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام آ«آجيل چهارشنبه سوريآ» از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي كردند و مي خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوري شده است.
گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است. پس اميدورام دوستان عزيز با خواندن اين مطالب قشنگي اين رسم را با انجام كارهاي خطرناك و استفاده از ترقه هاي خطرناك خراب نكنند. مراسم ديگري مانند توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.
به هر تقدير مراسم چهارشنبه سوري كه در تاريخ و فرهنگ پر بار ايراني هماره به عنوان يك جشن پيش قراول استقبال از عيد نوروز، ايفاي نقش نموده و در رگ حيات روزگاران درازي جريان داشته است. ولي در اين عصرشايد بخاطر گسترش زندگي ماشيني و عدم دسترسي به ابزار برگزاري مراسم فوق همچون هيمه، كوزه و... در مجامع شهري، بويژه در مجموعه هاي آپارتمان نشيني، حتي چهره ي نمادين خود را نيز با دشواري حفظ مي نمايد.. تحريف آيين چهارشنبه سوري
يافته هاي پزوهشي نشان مي دهد كه تمامي آيين ها و يادمان هايي كه مردم ايران در هنگامه گوناگون بر پا مي داشتند و بخشي از آنها همچنان در فرهنگ اين سرزمين پايدار شده است ، با منش ، اخلاق و خرد نياكان ما در آميخته بود و در همه آنها ، اعتقاد به پروردگار ، اميد به زندگي ، نبرد با اهريمنان و بدسگالان و مرگ پرستان ، در قالب نمادها ، نمايش ها و آيين هاي گوناگون نمايشي گنجانده شده بود . رفتار خشونت آميز و مغاير با عرف و منش جامعه نطير آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوري شاهد آن هستيم ، در هيچكدام از اين آيين ها ديده نمي شود .
بهتر است بگوييم ، كساني كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتي مردم را هدف مي گيرند ، با تن دادن به رفتاري آميخته به هرج و مرج روحي ، آيين چهارشنبه سوري را تحريف كرده اند. گروه ایران - ایران
+
نوشته شده در دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 4:39 بعد از ظهر توسط آریا
|
افرادي كه گردن هاي بلندي دارند اين افراد بايد از يقه هاي ايستاده استفاده كنند مانند يقه انگليسي ،فرنچي و يقه مردانه.
افرادي كه گردن هاي كوتاه دارند از يقه هاي باز مانند يقه هفت،خشت و گرد استفاده كنند.
معايب شانه ها افرادي كه شانه هاي كوتاه دارند بايد از اپل در لباس هايشان استفاده كنند و از آستين هاي پفي استفاده كنند و افرادي كه شانه هاي پهن دارند بايد از اپل استفاده نكنند ، سر شانه هاي چسبي داشته باشند و از آستين باراني استفاده كنند.
معايب بالا تنه كساني كه بالا تنه هاي بلندي دارند بايد بيشتر از بلوز و دامن استفاده كنند و از لباس هايي كه از زير سينه شروع مي شود بيشتر استفاده كنند . كساني كه بالا تنه هاي كوتاهي دارند بايد بيشتر از لباس هاي سرهم استفاده كنند.
معايب سينه كساني كه سينه هاي چاق دارند بايد از پارچه هاي ساده استفاده كنند و از برش هاي راست كه از سر شانه شروع مي شوند استفاده كنند و از برش هاي عصايي استفاده كنند. كساني كه سينه هاي كوچك دارند بايد از برش هاي عصايي استفاده كنند و از پنس هاي كنار سينه اسفاده كنند .
معايب باسن كساني كه باسن هاي بزرگ دارند بايد سعي كنند لباس هاي راسته استفاده كنند و از مدل هاي خمره اي استفاده نكنند و قسمت هاي سينه را خوب چسب كنند و به طرف پايين لباس را كمي گشاد تر بدوزند و كساني كه باسن هاي كوچك داشته باشند بايد از لباس هاي كمري بيشتر استفاده كنند .
شكم بزرگ اين افراد بايد روي شكم را ساسون ندهند و براي شلوار و يا دامن از كمر استفاده نكنند و كمر سر خود بدهند و از لباس هاي راه دار عمودي استفاده كنند .
معايب قد قد بلند ها از لباس هاي فن و كمي گشاد با رنگ روشن استفاده كنند و دامن هاي كوتاه بپوشند . از بلوز و دامن استفاده نمايند و ماكسي يا لباس هاي يك سره و بلند نپوشند و قد كوتاه ها لباس معمولي ، دامن بلند و رنگ تيره استفاده كنند .
معايب لاغري و چاقي افرادي كه لاغر مي باشند بايد از لباس هاي چين دار ،رنگ روشن ، پارچه هاي لباس شب ، و از لباس هايي با گل هاي درشت استفاده كنند . افرادي كه چاق مي باشند از لباس هاي تنگ و تيره استفاده كنند و اگر از لباس هاي طرح دار مي خواهند استفاده كنند بايد از طرح هاي ريز استفاده كنند و از پار چه هاي راهدار با راه هاي عمودي استفاده كنند .
آستين افرادي كه دست هاي پر دارند مي توانند از آستين هاي كوتاه بيشتر استفاده كنند و افرادي كه دست هاي لاغري دارند آستين هاي بلند و پاكتي بپوشند .
روسري افرادي كه سبزه مي باشند بايد از رنگ هاي سرد مثل آبي كم حال و… و افرادي سفيد پوست از رنگ هاي گرم استفاده كنند .
+
نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 8:44 بعد از ظهر توسط آریا
|
آيا ميدانستي که زرافه تار صوتي ندارد و لال است و نميتواند هيچ صدايي از خود در آورد آيا ميدانستي که گربه و سگ هر كدام پنج گروه خوني دارند و انسان چهار گروه. آيا ميدانستي که موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا ميكنند ،كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند آيا ميدانستي که جنين بعد از هفته هفدهم خواب هم ميتواند ببيند آيا ميدانستي که روباهها همه چيز را خاكستري ميبيند آيا ميدانستي که اسبها در مقابل گاز اشك آور مصون اند آيا ميدانستي که زرافه ايستاده وضع حمل ميكند و نوزادش از فاصله 180 سانتي متري به زمين ميافند آيا ميدانستي که 1300 كره زمين در سياره مشتري جاي مي گيرد آيا ميدانستي رود دجله به خليج فارس ميريزد آيا ميدانستي که 85% گياهان در اقيانوسها رشد ميكنند آيا ميدانستي که اولين تمبر جهان در سال 1840 در انگلستان به چاپ رسید آيا ميدانستي که سريعترين پرنده شاهين است و ميتواند با سرعت 200 كيلومتر در ساعت پرواز کند آيا ميدانستي که اولين اتوموبيل را مظفرالدين شاه قاجار وارد ايران كرد آيا ميدانستي که قدرت بينايي جغد 82 برابر قدرت ديد انسان است آيا ميدانستي که در شيلي منطقه ي صحرايي وجود دارد كه هزاران سال است در آن باران نباريده است آيا ميدانستي هر 50 ثانيه يک نفر در دنيا به بيماري ايدز مبتلا ميشود آيا ميدانستي که وزن اسكلت انسان بالغ سيزده تا پانزده كيلوگرم است آيا ميدانستي که خرس قطبي هنگامي كه روي دو پا ميايستد حدود سه متر است آيا ميدانستي زرافه ميتواند با زبانش گوشهايش را تميز کند آيا ميدانستي خرگوش و طوطي تنها حيواناتي هستند كه ميتوانند بدون برگشتن اشياء پشت سر خود را ببينند آيا ميدانستي که اگر همه يخهاي قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقيانوسها هفتاد متر اضافه مي شود و در اين صورت يک چهارم خشکيهاي کره زمين زير آب ميرود آيا ميدانستي که كبد يا جگر تنها عضو داخلي بدن است كه اگر با عمل جراحي قسمتي از آن برداشته شود دوباره رشد ميكند آيا ميدانستي که ميزان انرژي كه خورشيد در يك ثانيه توليد ميكند ، براي توليد برق مورد نياز تمام كشورهاي جهان به مدت يك ميليون سال كافي است آيا ميدانستي هر عنكبوت تار ويژه خود را دارد و هيچگاه تارهاي آنها به هم شبيه نيست آيا ميدانستي که اگر در يك سال هيچ يك از نسلهاي يك جفت مگس نر و ماده از بين نروند ، حجم مگسهاي متولد شده با حجم كره زمين برابر ميشود آيا ميدانستي که رودي در كامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه ديگر سال از جنوب به شمال جريان دارد آيا ميدانستي که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست آيا ميدانستي که سريع ترين عضله بدن انسان زبان است آيا ميدانستي که شبكه چشم 135 ميليون سلول احساس دارد كه مسووليت گرفتن تصاوير و تشخيص رنگها را بر عهده دارد آيا ميدانستي که بدن انسان پنجاه هزار كيلومتر رشته عصبي دارد آيا ميدانستي که در برج ايفل دو ميليون و نيم پيچ به كار رفته است .آيا ميدانستي طول رگهاي بدن انسان پانصد و شصت هزار كيلومتر است. آيا ميدانستي که هشت پا با وجود داشتن بدني بزرگ ميتواند از سوراخي به قطر پنج سانتيمترعبور كند آيا ميدانستي که تنها موجودي كه ميتواند به پشت بخوابد انسان است
+
نوشته شده در جمعه 23 آذر1386ساعت 11:14 بعد از ظهر توسط آریا
|
فروردین
فروردین نام نخستین ماه و فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.در اوستا و پارسی باستان فرورتینام,در پهلوی فرورتین و در فارسی فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است.بنا به عقیده پیشینیان,ده روز پیش از اغاز هر سال فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا گشته,برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر میبرند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان,هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب,به دنیای دیگر می روند .
اردیبهشت
اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا اشاوهیشتا و در پهلوی اشاوهیشت و در فارسی اردیبهشت گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء:
جزء اول((اشا))از جمله لغاتی است که معنی آن بسیار منبسط است,راستی و درستی,تقدس,قانون و آئین ایزدی,پاکی....و بسیار هم در اوستا به کار برده شده است.جزء دیگر این کلمه که واژه ((وهیشت))باشد. صفت عالی است به معنای بهترین,بهشت فارسی به معنی فردوس از همین کلمه است.در مجموع این کلمه به بهترین راستی و درستی است. در عالم روحانی نماینده صفت راستی و پاکی و تقدس اهورامزداست و در عالم مادی نگهبانی کلیه آتش های روی زمین به او سپرده شده است. در معنی ترکیب لغت اردیبهشت((مانند بهشت))هم آمده است.
خرداد
خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاهشمار اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان هئوروتات ,در پهلوی خردات و در فارسی خورداد یا خرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: جزء هئوروه که صفت است به معنای رسا.,همه,درست,و کامل.دوم تات که پسوند است برای اسم مونث,بنابراین هئوروتات به معنای کمال و رسایی است.ایزدان تیرو باد و فروردین از همکاران خرداد می باشند. خرداد نماینده رسایی و کمال اهورامزداست و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است.
تیر
تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا تیشریه,در پهلوی تیشتر و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی تیر گفته شده که یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق می شود.فرشته مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک ,از باران بهره مند می شود و کشتزارها سیراب میگردد. تیشتر رادر زبانهای اروپایی سیریوس خوانده اند.هر گاه تیشتر از اسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران می دهد. این کلمه را نباید با واژه عربی به معنی سهم اشتباه کرد.
امرداد
امرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا امرتات ,در پهلوی امرداد و در فارسی امرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از سه جزء:
اول((ا))ادات نفی به معنی نه,دوم((مرتا)) به معنی مردنی,نیست و نابود شدنی و سوم تات که پسوند و دال بر مونث است. بنابر این امرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی. پس واژه ((مرداد))به غلط استعمال می شود.در ادبیات مزدیسنا امرداد یکی از امشاسپندان است که نگهبانی نباتات با اوست. در مزدیسنا شخص باید به صفات مشخصه پنج امشاسپند دیگر که عبارتند از :
نیک اندیشی,صلح و سازش,راستی و درستی,فروتنی و محبت به همنوع,تامین اسایش و امنیت بشر مجهز باشد تا به کمال مطلوب همه که از خصایص امرداد است نایل گردد.
شهریور
شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ما در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا خشتروئیریه,در پهلوی شتریور و در فارسی شهریور میدانند. کلمه ای است مرکب از دو جزء:خشتر که در اوستا و پارسی باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است از ور به معنی برتری دادن وئیریه یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعا یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده . این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمده است. شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات .چون نگهبانی فلزات با اوستاو را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند.روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ می شود از کسی که سیم و زر را بد به کار اندازد یا بگذارد که زنگ بزند.
مهر
در سانسکریت میترا ,در اوستا و پارسی میثر ,و در پهلوی میتر,و در فارسی مهر گفته می شود. که از ریشه سانسکریت آمده به معنی پیوستن. اغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذکر کرده اند.مهر واسطه است میان آفریدگار و آفریدگان.میثره در سانسکریت به معنی دوستی و پروردگار و روشنایی و فروغ است و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است.مهر,ایزد هماره بیدار و نیرومند استو برای یاری کردن راستگویان و بر انداختن دردغگویان و پیمان شکنان در تکاپوست.مهر از برای محافظت عهد وپیمان و میثاق مردم گماشته شده است.از این رو فرشته فروغ و روشنایی نیز هست که هیچ چیز ار او پوشیده نمی ماند.برای انکه از عهده نگهبانی بر آید اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است.مقام مهر در بالای کوه ((هرا))است,انجایی که نه روز است و نه شب ,نه گرم است و نه سرد,نه ناخوشی و نه کثافت .مهر از آنجا بر ممالک آریایی نگران است.این آرامگاه خود به پهنای کره زمین است یعنی مهر در همه جا حاضر است و با شنیدن آوای ستمدیدگان آگاه گشته به یاری آنان می شتابد.
آیین مهر در دین مسیح نیز مشهود است.ایزد مهر در اصل بجز ایزد خورشید بوده است اما بعدها آندو را یکی دانسته اند.مورخان یونانی مهر را به نام میترس یاد کرده اند و دکر کرده اند که ایرانیان خورشید را به اسم ((میترس))میستایند.از این خبر پیداست که در یک قرن پیش از میلاد مسیح آندو با یکدیگر مخلوط شده اند.نگهبانی ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهده ایزد مهر است.
آبان
در اوستا آپ در پارسی باستان آپی و در فارسی آب گفته می شود.در اوستا بارها ((آپ))به معنی فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صیغه جمع آمده است.نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه را,آبان میدانند.ایزد آبان موکل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح ماه به او تعلق دارد.به سبب آنکه((زو))که یکی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ کرده ,او را شکست داده,تعاقب نمود و از ملک خویش بیرون کرد, ایرانیان این روز را جشن می گیرند,دیگر آنکه چون مدت هشت سال در ایران باران نبارید مردم بسیار تلف گردید و بعضی به ملک دیگر رفتند. عاقبت در همین روز باران شروع به باریدن کرد و بنابراین ایرانیان این روز را جشن کنند. آفتاب در این ماه در برج عقرب یا کژدم قرار می گیرد.
آذر
در اوستا آتر ,آثر,در پارسی باستان آتر,در پهلوی آتر,و در فارسی آذر می گویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یکی از بزرگترین ایزدان است.آریائیان(هندوان و ایزدان)بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت میدادند.ایزد آذر نزد هندوان ,آگنی خولنده شده و در ((ودا)) (کتاب کهن و مقدس هندوان)از خدایان بزرگ به شمار رفته است. آفت اب در این ماه در برج قوس یا کماندار قرار می گیرد.
دی
در اوستا داثوش یا دادها به معنی آفریننده ,دادار و آفریدگار است و غالبا صفت اهورامزدا است و آن از مصدر ((دا)) به معنی دادن و افریدن است.در خود اوستا صفت دثوش(=دی)برای تعیین دهمین ماه استعمال شده است. در میان سی و روز ماه,روزهای هشتم و بیست و سوم به دی(آفریدگار,دثوش)موسوم است. برای اینکه سه روز موسوم به ((دی))با هم اشتباه نشوند نام هر یک را به نام روز بعد می پیوندند. مثلا روز هشتم را ((دی باز)) و روز پانزدهم را ((دی بمهر))و....دی نام ملکی است که تدبیر امور و مصالح روز و ماه دی به او تعلق دارد.
بهمن
در اوستا وهومنه ,در پهلوی وهومن,در فارسی وهمن یا بهمن گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: ((وهو))به معنی خوب و نیک و ((مند))از ریشه من به معنی منش:پس یعنی بهمنش,نیک اندیش,نیک نهاد.نخستین آفریده اهورامزدا است و یکی از بزرگترین ایزدان مزدیسنا. در عالم روحانی مظهر اندیشه نیک و خرد و توانایی خداوند است. انسان را از عقل و تدبیر بهره بخشید تا او را به آفریدگار نزدیک کند.یکی از وظایف بهمن این است که به گفتار نیک را تعلیم می دهد و از هرزه گویی باز می دارد.خروس که از مرغکان مقدس به شمار می رود و در سپیده دم با بانگ خویش دیو ظلمت را رانده ,مردم را به برخاستن و عبادت و کشت و کار می خواند,ویژه بهمن است.همچنین لباس سفید هم از آن وهمن است. همه جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است. بنا به نوشته ابوریحان بیرونی جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است.بهمن اسم گیاهی است که به ویژه در جشن بهمنجه خورده می شود.و در طب نیز این گیاه معروف است.
اسفند
دراوستا اسپنتا آرمیتی,در پهلوی اسپندر,در فارسی سپندار مذ,سفندارمذ,اسفندارمذ,و گاه به تخفیف سپندار و اسفند گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: سپند,که صفت است به معنی پاک و مقدس,یا ارمئتی هم مرکب از دو جزء: اول آرم که قید است به معنی درست,شاید و بجا.دوم متی از مصدر من به من معنی اندیشیدن . بنابراین ارمتی به معنی فروتنی,بردباری و سازگاری است و سپنته آرمتی به معنی بردباری و فروتنی مقدس است.در پهلوی آن را خرد و کامل ترجمه کرده اند.سپندارمذ یکی از امشاسپندان است که مونث و دختر اهورامزدا خوانده شده است.وی موظف است که همواره زمین را خرم ,آباد,پاک و بارور نگه دارد,هر که به کشت و کار بپردازد و خاکی را آباد کند خشنودی اسپندارمذ را فراهم کرده است و آسایش در روی زمین سپرده به دست اوست و خود زمین نیز نماینده این ایزد بردبار و شکیباست و مخصوصا مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است .بیدمشک گل مخصوص سپندارمذ می باشد. منبع : ariarman.com
+
نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386ساعت 8:35 بعد از ظهر توسط آریا
|
رعايت برخي آداب پسنديده به شما كمك خواهد كرد تا شأن و منزلت اجتماعي تان ارتقا يابد. در اين متن نـكاتـي ذکر شده كه مي تواند در اين امر به شما کمک کند.
با رعايت اين نكات ساده ، دوستان بيشتري خواهيد داشت و فردي خوش محضر محسوب خواهيد شد. 1 - هميشه مؤدب باشيد همواره نسبت به همه مؤدب و با نزاكت بـاشيد. 2 - هيچگاه دشنام ندهيد دشنام و ناسزاگويي مطلقاً ممنوع است، چون نشان مي دهد كه شما قادر نيستيد براي بـيـان عقايد خودتان از واژه ها و لغات مناسب تري بهره بگيريـد. 3 - با صداي بلند صحبت نكنيد هنگامي كه با صداي بلند صحبت مي كنيد ، بـاعث بالا رفتن سطح استرس ميان اطرافيان خود مي گرديد. بـلند صحبت كردن بيانگر آن است كه شما قادر به بحث منطقي با ديگران نـيـستيد و عجز شما را در استدلال معقولانه نشان مي دهد و اين كه مي خـواهـيـد حرف خودتان را با توسل به زور و خشونت به كرسي بنشانيد. هـمـچـنـيـن بلند صحبت كردن سبب جلب توجه اطرافيان مي گردد، البته توجه منفي. 4 - كنترل خود را از دست ندهيد زماني كه شما كنترل اعصاب خود را از دست مي دهيد و از كوره در مي رويد، به همه نشان مي دهيد قادر به كنترل احساسات و هيجانات خود نمي باشيد. وقـتـي هم كه شما از كنترل رفتار خودتان عاجز هستيد، چـگونـه قـادر بـه كـنـترل چيز ديگري خواهيد بود؟ همواره خونسردي خود را حفظ كنيد ( كار آساني نخواهد بود اما به زحمتش مي ارزد). 5 - به ديگران خيره نشويد زل زدن به ديگران و چـشـم چـرانـي نوعي تعرض به ديگران محسوب مي گردد. شما كه نمي خواهيد بي جهت ديگران را مرعوب خود سازيد؟ 6 -صحبت كسي را قطع نكنيد پيش از آنكه اظهار عقيده اي بكنيد، اجـازه دهـيـد صـحـبت ديگـران بـه پايان برسد. ميان صحبت كسي پريدن، نشانه بي نزاكتي و عدم برخورداري از مـهـارت هاي اجـتـمـاعـي فرد است. اگر نمي خواهيد خودبين و از خود راضي به نظر آييد، هيچگاه صحبت كسي را قطع نكنيد و هرگاه ناچار بـه انـجـام ايـن كـار شـديـد، گـفـتـن جـمله «معذرت مي خواهم» را از ياد نبريد. مـؤدب بـودن بـه مـفـهـوم آن اسـت كـه بـراي موقعيت، عقايد و احساسات ديگران احترام قائل شويم. 7 - هميشه وقت شناس باشيد مهم است كه به وقت ديگران احترام بگذاريد. سـر مـوقـع در جـلسات ، قـرار مـلاقـات هـا، موقعيت هاي شغلي و اجتماعي حضور يابيد. علاوه بر آن ، يك فرد متشخص مي داند چه زماني بايد ميهماني را ترك كند. 8 - اسرار زندگي خصوصي خود را فاش نسازيد آبرو، شرافت، صداقت و بصيرت بـزرگـتـريـن و مـهـمـتـرين عـامـل براي حفظ اعتبار يك فرد متشخص است. جزئيات زندگي شما بايد محرمانه باقي بمانند، پس صحبتي در رابطه با زندگيتان به ميان نياوريد. 9 - حرمت بزرگترها را نگاه داريد شما بايد همانطور كه دوست داريد مورد احترام ديگران باشيد، خودتان نيز به ديگران احترام بگذاريد. متأسفانه امروزه جوانان خيال مي كنند همه چيز را مي دانند و از همه چيز سر در مي آورند و در واقـع خـود را عـقـل كل مي دانند اما اين طور نيست. كافي است به 5 سال پيش خود بينديشيد... يقيناً شما امروز بسيار باهوش تر و با تجربه تر شده ايد. اينطور نيست؟ بـا آنـكـه 5 سـال پـيـش نـيـز فكر مي كرديد همه چيز را مي دانيد. 10 - به اشتباهات ديگران نخنديد اين يكي از پست ترين كارهايي است كه كسي ممكن است انجام دهد. هـنـگـامـي كـه شما اشتباهي مرتكب مي شويد يا خرابكاري مي كنيد، تنها انتظاري كه از ديـگران داريد اينست كه اشتباهات و خطاهاي شما را به رويتان نياورند و از آنها چشم پوشي كنند. از آن مهمتر شما را به واسطه آنها مورد تمسخر قرار ندهند. 11 - كلاه خود را از سر برداريد شايد امروزه اين رسم ديگر هوادار نداشته باشد اما شما بـايد كـلاه خود را به هنگام داخل شدن به منزل از سر برداريد. از آن گـذشـتـه هيچگاه با كلاه بر سر ميز غذا ننشينيد. 12 - پيش از صرف غذا منتظر بمانيد همه ميهمانان سر جايشان بنشينند زماني كه براي صرف غذا سر سفره يا ميز مي نشينيد ، بايد منتظر بمانيد تا تمام ميهمانان كاملاً سـر جايشان بنشينند و آماده صرف غذا گردند. هـمـه افـراد بـايد در يك زمـان شـروع بــه صـرف غذا كنند. 13 - فخر فروشي نكنيد هيچ كس از آدم لاف زن خوشش نمي آيد. در هنـگام گـفـتـگو دربـاره مـسائـل مـالي به دارايي هاي خود اشاره نكنيد و ثروت خود را به رخ نكشيد. 14 - مرتب به ساعتتان نگاه نكنيد هنگامي كه در محفلي هستيد، مدام به ساعت خود نگاه نكنيد مگر آنكه بـلافـاصله قصد ترك آن محل را داشته باشيد. وقتي به ساعتتان نگاه مي كـنـيـد ديـگران اينطور برداشت مي كنند كه شما خسته و بي حوصله شده ايد.
+
نوشته شده در دوشنبه 23 مهر1386ساعت 2:39 بعد از ظهر توسط آریا
|
انسان، از نخستين سال هاي زندگي اجتماعي، زماني که از راه شکار و گردآوري خوراک هآي گيآهي روزگآر مي گذراند، متوجه بازگشت و تکرار برخي از رويدادهاي طبـيعي، يعني تکرار فصول شد. زمان يخ بندن ها موسم شکوفه ها، هنگام جفت گيري پرندگان و چرندگان را از يکديگر جدا کرد. نياز به محاسبه در دوران کشاورزي، يعني نياز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندي ها و تقويم دهقاني و زراعي را بوجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بي گمان در همهً جامعه ها، با گردش ماه که تغيـيـر آن آسانتر ديده مي شد، صورت گرفت. و بالاخره نارسايي ها و ناهماهنگي هايي که تقويم قمري، با تقويم دهقاني داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت. سال در نزد ايرانيان همواره داراي فصل نبوده، زماني شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده؛ و زماني ديگر تابستان هفت ماه ( از فروردين تا آبان) و زمستان پنج ماه ( از آبان تا فروردين ) بوده، و سرانجام از زماني نسبتآً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم گرديده است. گذشته از ايران: "سال و ماه سغدي ها، خوارزمي ها، سيستان ها در شرق و کاپادوکي ها و آرمني ها در مغرب ايران، بدون کم و زياد همان سال و ماه ايراني است".
آغاز سال
پيدايش جشن نوروز جهان انجمن شد بر تخت آوري از آن بر شده فره بخت آوري به جمشيد بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند سر سال نو هرمز فرودين بر آسوده از رنج تن، دل ز کين به نوروز نو شاه گيتي فروز بر آن تخت بنشست فيروز روز بزرگان به شادي بيارآستند مي و رود و رامشگران خواستند محمد بن جرير طبري نوروز را سر آغاز دادگري جمشيد دانسته : جمشيد علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد مي باشيد تاهر چه در او داد و عدل باشد بنمايـيـد، تا من آن کنم. و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردين. پس آن روز رسم کردند. ابوريحان بـيـروني پرواز کردن جمشيد را آغاز جشن نوروز مي داند : چون جمشيد براي خود گردونه بساخت، در اين روز بر آن سوار شد، و جن و شياطين او را در هوا حمل کردند و به يک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم براي ديـدن اين امر به شگفت شدند و اين روز را عيد گرفته و براي يادبود آن روز تاب مي نـشـيـنـند و تاب مي خورند. به نوشته گرديزي، جمشيد جشن نوروز را به شکرانه ی اين که خداوند " گرما و سرما و بيماري و مرگ را از مردمان گرفت و سيصد سال بر اين جمله بود " برگزار کرد و هم در اين روز بود که " جمشيد بر گوساله اي نشست و به سوي جنوب رفت به حرب ديوان و سياهان و با ايشان حرب کرد و همه را مقهور کرد. " و سرانجام خيام مي نويسد که جمشيد به مناسبت باز آمدن خورشيد به برج حمل، نوروز را جشن گرفت : سبب نهادن نوروز آن بوده آست که آفتاب را دو دور بود، يکي آنکه هر سيصد و شصت و پنج شبان روز به اول دقيقه حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدين دقيقه نتواند از آمدن، چه هر سال از مدت همي کم شود؛ و چون جمشيد، آن روز دريافت ( آن را ) نوروز نام نهاد و جشن و آيـيـن آورد و پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا کردند. در خور يادآوري است که جشن نوروز پـيـش از جمشيد نيز برگزار مي شده و ابوريحان نيز، با آنکه جشن را به جمشيد منسوب مي کند، ياد آور مي شود که، " آن روز را که روز تازه اي بود جمشيد عيد گرفت؛ اگر چه پـيـش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود " . گذشته از ايران، در آسياي صغير و يونان، برگزاري جشن ها و آيـيـن هايي را در آغاز بهار سراغ داريم. در منطقه ی ليدي و فري ژي، براساس اسطوره هاي کهن، به افتخار سي بل، الهه ی باروري و معروف به مادر خدايان، و الهه ی آتيس جشني در هنگام رسيدن خورشيد به برج حمل و
هنگام اعتدال بهاري، برگزار مي شد. مورخان از برگزاري آن در زمان آگـُوست شاه در تمامي سرزمين فري ژي و يونان و ليدي و آناتولي خبر مي دهند. به ويژه از جشن و شادي بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارس ( 4 تا 7 فروردين ) . در حقيقت اين عيد به حرکت آمدن کشت هاي غله، دانه و سر شدن ( آغاز ) کشت و کار و ديگر حاصلات زميني است که انسان را سير کرده و سبب بقاي حيات او مي شود. برگزاري شکوهمند و باورمند و همگاني اين جشن در دستگاه هاي حکومتي و سازمان هاي دولتي و غير دولتي و در بيـن همه ی قشرها و گروه هاي اجتماعي، بي گمان، از ويژگي هاي ايران زمين است، که با وجود جنگ و ستيزها، شکست ها و دگرگوني هاي سياسي، اجتماعي، اعتقادي، علمي و فني، از روزگاران کهن پا بر جا مانده، و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ هاي ديگر نيز راه يافته است؛ و در مقام مقايسه، امروز جامعـه و کشوري را با جشن و آيـيـن چندين روزه اي، که چنين همگاني و مورد احترام و باور خاص و عام، فقير و غني، کوچک و بزرگ و بالاخره شهري و روستايـي و عشايـري باشد، سراغ نداريم.
آغازين روز سال همانا يادآور بسياري از شاديها و مهربانيهاست، هنگامي که روز نو ميگردد و همه به جشن و پايکوبي ميپردازيم اميد به سالي پر از شادي و سعادتمندي براي يکديگر داريم، اين را ميتوان
+
نوشته شده در شنبه 26 اسفند1385ساعت 7:29 بعد از ظهر توسط آریا
|
§ چشم های شتر مرغ از مغزش بزرگ تر است . § گربه ها می توانند بیش از یک صد صد با حنجره ی خود تولی کنند در حالی که سگ ها کمتر از ده صدا . § تمام خرس های قطبی چپ دست هستند . § اگر که یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید ، کم کم رنگش سفید می شود . § کوچکترین جنگ در سال 1896 بین نازی ها و انگلستان رخ داد که 38 دقیقه طول کشید . § یک سوسک حمام می تواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا این که از گرسنگی بمیرد . § تنها حیوانی که نمی تواند شنا کند شتر است . § شانس شبیه بودن دو اثر انگشت ، یک به 64 میلیارد است . § قد انسان از 20 تا 25 سالگی و گاهی 40 سالگی بلند می شود و از چهل سالگی به بعد هر دو سال حدود 6 میلی متر کوتاه می شود . § یوز پلنگ « چیتا » سریعترین حیوان خشکی است که در عرض فقط 3 ثانیه 100 کیلومتر در ساعت سرعت می گیرد در صورتی که سریعترین خودروهای فراری هم نتوانسته اند که همچین رکوردی ثبت کنند . § تنها قسمت بدن که خون ندارد ، قرنیه چشم است . § شتر در 3 دقیقه ، 95 لیتر آب می خورد . § مردم آمریکا به طور میانگین روزانه 73 هزار متر مربع پیتزا می خورند .
+
نوشته شده در یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 3:22 بعد از ظهر توسط آریا
|
§ چشم های شتر مرغ از مغزش بزرگ تر است . § گربه ها می توانند بیش از یک صد صد با حنجره ی خود تولی کنند در حالی که سگ ها کمتر از ده صدا . § تمام خرس های قطبی چپ دست هستند . § اگر که یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید ، کم کم رنگش سفید می شود . § کوچکترین جنگ در سال 1896 بین نازی ها و انگلستان رخ داد که 38 دقیقه طول کشید . § یک سوسک حمام می تواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا این که از گرسنگی بمیرد . § تنها حیوانی که نمی تواند شنا کند شتر است . § شانس شبیه بودن دو اثر انگشت ، یک به 64 میلیارد است . § قد انسان از 20 تا 25 سالگی و گاهی 40 سالگی بلند می شود و از چهل سالگی به بعد هر دو سال حدود 6 میلی متر کوتاه می شود . § یوز پلنگ « چیتا » سریعترین حیوان خشکی است که در عرض فقط 3 ثانیه 100 کیلومتر در ساعت سرعت می گیرد در صورتی که سریعترین خودروهای فراری هم نتوانسته اند که همچین رکوردی ثبت کنند . § تنها قسمت بدن که خون ندارد ، قرنیه چشم است . § شتر در 3 دقیقه ، 95 لیتر آب می خورد . § مردم آمریکا به طور میانگین روزانه 73 هزار متر مربع پیتزا می خورند .
+
نوشته شده در یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 3:21 بعد از ظهر توسط آریا
|
وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود."
اين ضربه چنان نرم و آهسته بر پيكر ملت ما فرود آمد كه جز گيجي و بي هويتي پي آمد آن چيزي نفهميديم! شايد افراد زيادي را ببينيد كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غليظ Americanاش تلفظ مي كنند. اما تعداد افرادي كه از واژه درود استفاده مي كنند، بسيار نادر است! همينطور كلمه Thanks بيش از سپاسگزارم و Good bye بسيار راحت تر از «بدرود» در دهان ها مي چرخد. ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم! اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند. سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند! جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند! همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است. چند سالي ست حوالي26 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!"
+
نوشته شده در چهارشنبه 25 بهمن1385ساعت 11:30 قبل از ظهر توسط آریا
|
بزرگترین ناحیه طلاخیز جهان به نام " وایت واتر سراند " در کشور آفریقای جنوبی قرار دارد که با داشتن 38 معدن طلا هر سال نیمی از طلای استخراج شده در جهان ( یعنی حدود 1670 تن ) از آنجا استخراج می شود .
+
نوشته شده در پنجشنبه 4 آبان1385ساعت 10:52 قبل از ظهر توسط آریا
|
شبانه روز همیشه یکی از معیار هایی بوده که بشر ، زمان را به وسیله آن اندازه گیری می کرده اما تقسیم روز و شب به واحد های کوچکتر ( ساعت ،دقیقه ، ثانیه ) بعدا به ذهن انسان رسید . یک ساعت ، در زمان های قدیم طول زمان حمایتی نداشت و در فصل های مختلف که در طول روز کم یا زیاد می شد یک ساعت هم زمانی کمتر یا بیشترداشت . این روش در اروپا از سال 1800 قبل از میلاد شناخته شد و تا قرن 13 بعد از میلاد ادامه داشت و تا قبل از اختراع ساعت مکانیکی ، از این روش استفاده می شد . عدد 12 که نقشی مهم در تقسیم بندی های زمانی دارد ( 2 * 12 = 24 ) ساعت شبانه روز ، ( 5 * 12 = 60 ) تعداد دقایق در هر ساعت و همچنین ثانیه ها در هر دقیقه ، از تمدن بابلی ها آمده است . بابلی ها از سیستم اعداد 12 تایی به جای سیستم معمول 10 تایی استفاده می کردند . سیستم تقسیم بندی زمان فوق الذکر به عنوان سیستم 60 تایی سومری ها معروف است که تا امروز هم استفاده می شود . امروزه هر روز خورشیدی دقیقا 24 ساعت و 3 دقیقه و 55/56 ثانیه است . بابلیان ، اسامی روزهای هفته را از روی مونز - دی منظومه شمسی نامگذاری می کردند که رومیان بعد ها از روش آنان پیروی کردند و تقویم جولین و گروگیان را به وجود آوردند . رومیان برای این کار از اسم خدایان صلح و کامیابی استفاده کردند . یکشنبه . . . روز خورشید اولین روز هفته از اسم خورشید گرفته شد ؛ سانز - دی suns-day دوشنبه . . . روز ماه دومین روز هفته از اسم ماه گرفته شد ؛ مونز - دی moons-dayسه شنبه . . . روز مارس در فرهنگ رومیان از اسم خدای خنگ و در فرهنگ تئوتنیک اقتباس شد ؛ تیوز - دی tiws-dayچهارشنبه . . . روز مرکوری وتاز - دی wotans-dayپنج شنبه . . . روز ژوپیتر در فرهنگ رومیان از خدای رعد و برق و شوهر ژنوس و در افسانه اسکاند یناوی ه به عنوان خدای تور اقتباس شده است ؛ تورز - دی thors-day جمعه . . . روز ونوس در فرهنگ رومیان از الهه فصل بهار و در فرهنگ یونان از الهه عشق و در فرهنگ اسکاند یناوی از اسم فریگ ( خدای عشق ) اقتباس شده است ؛ فریگز - دی friggs-dayشنبه . . . روز ساترن در فرهنگ رومیان از خدای کشت و زرع اقتباس شده است ؛ ساترنز - دی satun-day
+
نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 11:1 قبل از ظهر توسط آریا
|
|
درباره وبلاگ
![]() - سقراط - هنر زاییده دوستی این سه چیز است : استعداد استاد خوب و پشتکار . - تن - منوی اصلی
آخرین نوشته ها
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
